هر کس علی را خوب می شناسد میداند که علی شیعه نیست ...


یک شیعه به ابوبکر بیعت نمی کرد ...

در حکومت عمر ساکت نمی نشیند و حتی در جنگ برایش مصلحت اندیشی نخواهد کرد...

از عثمانِ خلیفه در برابر انقلابیون مسلمانی که مردی چون عمار رهبر آن است با تمام قدرتش دفاع نمی کند

و دو فرزندش حسن و حسین را بر در خانه عثمان به نگهبانی و حفظ جان عثمان و حتی شمشیر کشیدن بر روی مهاجمین نمی گمارد ...

فرزند ابوبکر را پست حساسی چون حکومت مصر نمی دهد و حتی از شدت احساس و محبت او را فرزند خود نمیخواند

در شورای قلابی عمر شرکت نمی جوید 

و با اینکه پس از عثمان خود به خلافت رسیده و خود قرآن را تنظیم کرده است قرآن عثمان را تایید نمی کند و 

اینها دلیل روشنی است که علی شیعه نیست ، چه اگر شیعه می بود ، علی نبود ، چه می گویم ؟ اسلام نبود .


بر سر نماز ابوبکر آنقدر در مدینه کشمکش بر پا می ساخت و آنقدر مسلمانان را به جان هم می انداخت که ابوسفیان – به قول خودش - « مدینه را از پیاده و سواره پر کند . » و بر سر خلافت عمر و عثمان اختلافی راه می افتاد که ایران زخم خورده و مصر و روم شکست خورده و مسیحیت و یهودیت و زرتشت ! سر کوفته ، شهر کوچک و ضعیفی را به نام مدینه و معبد بی دفاع و گمنامی را به نام کعبه و نام نو ظهوری را به نام اسلام از نقشه ی جغرافیای عالم و خاطره ی تاریخ بنی آدم برای همیشه محو کنند.

 

"دکتر شریعتی" ، [هبوط، ص 68 و 69]

 

حلول عید ولایت و امامت محضر شما وتمامی شیعیان جهان تبریک و تهنیت باد.