رفتی...

غنچه ها را همه پژمرده که دیدی رفتی
گِرد مفهوم خودت پیله تنیدی رفتی


قلم و کاغذ تقدیر به دستت دادند
به تهِ خطّ خودت هم نرسیدی رفتی


همگان را که سپردی به خدا، یادت هست؟
با هزاران نگرانی به امیدی رفتی


بقچه ی آن همه تنهایی خود را بستی
«نرو آقای» دلم را نشنیدی رفتی


به کسی حرف دلت را نزدی، دق می کرد!
به کسی خطّ و نشان هم نکشیدی رفتی


شاپرک ها به سیاهی به عدم تن دادند
پای آنها نه نشستی نه چکیدی رفتی


بس که ما مردم این شهر به خود دل بستیم
تو دل از مردم و این شهر بریدی رفتی


آمدی جمعه ی این هفته به هر شکلی بود!
به سر وعده کسی را که ندیدی رفتی...


کاظم بهمنی

بهار ربیع

                             

               

امروز به عشاق حسین، زهرا دهد مزد عزا

یک عده را درمان دهد، یک عده بخشش در جزا

یک عده را مشهد برد، یک عده را دیدار حج

باشد که مزد ما شود، تعجیل در امر فرج...

 

حلول ماه ربیع الاول بر همه مسلمین جهان خصوصاً شما دوستان گرامی فرخنده باد !

اربعین

ساعت
به وقتِ دلِ
جامانده های کربلا...
هر ثانیه یک آه...
و
دقیقه ای یک السلام...
ساعت به ساعت هم
اشک و حسرت دوری از کربلا

 

و اربعین از رازهای هستی است و اربعین حسین (ع) روز بسط لطف اوست بر پیروان و دوستدارانش. و در مقام حسین (ع) همین بس كه در زیارت اربعینش خطاب به جدشان محمد مصطفی (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علی (ع) و مادر گرامیشان فاطمه (س) میگوییم كه خداوند عزاداری شما را در رثاء حسین (ع) قبول فرماید.

اربعین حسینی تسلیت باد..التماس دعا

 

                                      

يادي از حميد مصدق در سالگرد درگذشتش

                      

 

گفته بودند که از دل برود یار، چو از دیده برفت...

                   سال هاست که از دیده من رفتی لیک؛

                                   «دلم از مهر تو آکنده هنوز...!»

 

هفتم آذرماه، سالروز خاموشی حمید مصدق... روحش شاد، یاد و نامش گرامی...

عطارد - دومین مجموعه غزل کاظم بهمنی

در صفحه مقدمه عطارد آمده است:

"در نگاه اول عطارد تنها نام نزدیک­ترین سیاره به خورشید است. 
سیاره ای کوچک اما سنگین که بیش از همه ­ی سیارات به دور خورشید می ­چرخد و خیلی کمتر از همه به او پشت می­ کند، بطوریکه وقتی نیمه ­ی رو به خورشیدش گرمای شدید را تجربه می­ کند، نیمه ی دیگرش بسیار سرد است.

عطارد طبق آخرین بررسی­ های اختر­شناسی، خودش ماه یکی از سیارات دیگر بوده است اما گرفتار جاذبه ­ی خورشید می­ شود و ماه بودنش را فراموش می ­کند تا به دور خورشید بگردد!
 ضمنا عطارد ماه ندارد! گویی عطارد فقط خورشید را دارد!
(هر چه سیارات از خورشید دورتر می­ شوند، به تناسب اندازه ­یشان تعداد ماه­هایشان بیشتر می­ شود 
آنچنانکه عطارد ماه ندارد و نپتون که آخرین سیاره منظومه شمسی است سیزده ماه دارد)"

"کاظم بهمنی متولد 12اسفند 1364 و عطارد دومین مجموعه غزل او"

 

منتخبی از اشعار دیوان عطارد:

 

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

او که هرگز نتوان یافت همانندش را

 

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد

غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

 

از رقیبان کمین کرده عقب می ماند

هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را

 

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر

هر که تعریف کند خواب خوشایندش را

...

مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد

مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

 

عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو

به تو اصرار نکرده است فرایندش را

 

قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت

مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

 

حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید

بفرستند رفیقان به تو این بندش را :

 

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر

لای موهای تو گم کرد خداوندش را....

وقتی همه دیواریم

از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم

نه طاقت خاموشی، نه تاب سخن داریم


آوار پریشانی ست، رو سوی چه بگریزیم؟
هنگامه ی حیرانی ست، خود را به که بسپاریم؟

تشویش هزار «آیا»، وسواس هزار «اما»
کوریم و نمی بینیم، ورنه همه بیماریم!

دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته ست،

امروز که صف در صف خشکیده و بی باریم

دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را
تیغیم و نمی بریم، ابریم و نمی باریم ...

ما خویش ندانستیم، بیداریمان از خواب
گفتند که بیدارید؟ گفتیم که بیداریم!

من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست، وقتی همه دیواریم...

 

"حسین منزوی"

حکایت خوبان- شرح حال آیت الله مرعشی نجفی

               

 

 

مرجعي كه هرگز به حج نرفت...

اگر گذرتان به قم افتاد به خیابان ارم ؛ کتابخانه آیت الله مرعشی هم سری بزنید ؛ وارد که می شوید دقیقا جلوی در٬ قبری قرار دارد که مدفن آیت الله مرعشی است ؛ کمی تعجب برانگیز است که چرا وی در اینجا دفن شده ! چرا در حرم کنار بقیه علما نیست؟ ولی وقتی وصیت نامه وی را میخوانید به روح بزرگ این مرد درود میفرستید !

وی در وصیت نامه خود نوشته : مرا جلوی درب کتابخانه دفن کنید تا مزارم قدمگاه جویندگان علم باشد ! به کتابخانه که وارد میشوید بعنوان یک ایرانی احساس غرور میکنید ! اینجا سومین کتابخانه بزرگ دنیاست ! بیش از 70 هزار جلد کتاب خطی نفیس آنجاست و همه این تشکیلات به همت این مرد بزرگ پدید آمده است !

وقتی ماجرای کتابها و علت این کار را جستجو کنیم به نکته جالبی می رسیم ! آقای مرعشی زمانی که جوان بوده در نجف میبیند که کنسول انگلیس در حال خریداری وسیع کتابهای خطی است ! وی از اینکار کنسول انگلیس مشکوک شده و متوجه دسیسه آنها میشود !

او عزم خود را جزم میکند تا گنجینه کتابهای خطی را از نابودی و به یغما رفتن حفظ کند ؛ اما برخلاف کنسول انگلیسی ٬ هیچ پولی ندارد ! راه حل او اینست :

کارگری !

اگر در کتابخانه به شما اجازه دیدن کتب خطی را بدهند پشت جلد اکثر آنها داستان خریدشان نوشته شده است. مثلا 3 روز در شالی کوبی فلان کار کردم تا این کتاب را در تاریخ فلان خریدم و ...

از جمله کتب خطی گردآوری شده٬ میتوان به نسخه ای قدیمی از انجیل برنابا به زبان گرجی اشاره کرد که بعضی از احکام حال حاضر مسیحیت را زیر سوال می برد مانند اشاره به حرام بودن گوشت خوک و ختنه کردن فرزندان که در انجیل های حال حاضر خلاف این احکام آمده است ومطالب این انجیل نقاط مشترک زیادی با اعتقادات شیعیان در موردمسیحیت دارد !

همین تلاش باعث شد امروز 70 هزار جلد کتاب نفیس خطی بجای موزه های بریتانیا و ویترین های کلکسیون دارهای غربی در ایران باشد . و این نتیجه احساس تکلیف یک روحانی جوان بی ادعا بود .

 

حضرت آیت الله مرعشی نجفی هرگز به سفر حج نرفت و وقتی علت را از ایشان جویا میشدند ، میفرمودند، ما مستطیع نیستیم.

وقتی یکی از نزدیکان ایشان خرج سفر حج را به ایشان هدیه کرد ، ایشان این پول را خرج یکی از بیمارستانهای قم کردند و وقتی از ایشان علت این کار را پرسیدند ، ایشان در پاسخ گفتند اگر من به این سفر میرفتم و یک زن به علت نبود امکانات در این بیمارستان میمرد خداوند به من میگفت لا لبیک...

برايم بنويس...

معنی فاصله ها چيست برايم بنويس

درد اين واژه سرا چيست برايم بنويس

 

تو تماشاگر من بلکه نه من فاصله ای

علت دوری ما چيست برايم بنويس

 

همه جا غرق دعا ميشوم از آمدنت

معنی اشک و دعا چيست برايم بنويس

 

خون دل خوردنت از بار گناهان من است..

معنی شرم و حيا چيست برايم بنويس

 

مثنوی نه ، غزلی نه ، نه قصيده آقا

مصرع از درس وفا چيست برايم بنويس

 

دست من را تو نگيری به زمين می افتم

حکمت دست شما چيست برايم بنويس

 

تو برايم بنويسي به يقين ميفهمم

حرمت خون خدا چيست... برايم بنويس...

 

 

"اللهم عجل لولیک الفرج"

آبان..

 

            آبان یکی از پسران خورشید بود ....
یک روز خورشید ، آبان رو صدا زد و گفت :
حالا نوبت توست که به زمین بروی و کارهایت را انجام بدهی .....
آبان با خوشحالی پرسید : یعنی حالا نوبت منه ؟؟؟
خورشید سرش رو تکون داد و آبان را راهی زمین کرد .......
آبان نقاش بود ..
یک نقاش بسیار ماهر ....
نقاشی که می توانست زیباترین رنگها و زیبا ترین شکل ها را نقاشی کند ...
آبان از کوهی بزرگ پایین آمد و در مسیری که خواهرش مهر ، پیش از او حرکت کرده بود ، به راه افتاد ...
وقتی به یک دشت رسید رنگها و قلم موهایش را در آورد و همه جا را رنگ آمیزی کرد .....
آبان هریک از برگ های درختان را به رنگی در آورد ...
یکی قهوه ای ، یکی زرد ، یکی نارنجی ، یکی قرمز ، یکی بنفش و یکی صورتی
روی یک برگ قهوه ای لکه های نارنجی گذاشت و روی یک برگ قرمز خط هایی از رنگ بنفش کشید ....
او باغ را به هزاران رنگ در آورد .....
آبان تمام گندم های رسیده دشت با خوشه های پر از دانه شان را زرد زرد کرد ....
او توی دشت ، ده ها مرد و زن کشید که مشغول چیدن گندم ها و جوها بودند ....
عده ای کشاورز کشید که سیب زمینی ها را از دل خاک در می آوردند و عده ای را کشید که میوه ها را از درخت می چیدند ...
چند نفری را هم کشید که خسته از کار ، زیر آفتاب دراز کشیده بودند و خواب می دیدند ....
آبان خواب بچه ها را رنگی رنگی کرد ...
به خواب همه بچه ها سر زد و خواب آنها را رنگ آمیزی کرد ....
خواب های بد را پاک کرد و در چشم آنها خواب هایی زیبا و رویایی کشید ....
او با قلم مویش آخرین دسته چلچله ها ، غارهای وحشی و مرغابی ها را کشید که گروه گروه کوچ می کردند ...
او آسمان را رنگ خاکستری زد و ابرهای باران زا را به سراغ شهر و روستا فرستاد .....
آبان کاری کرد تا قطره های باران همه جا را خیس کند ....
روی هر برگ درخت قطره ای گذاشت تا زیر نور آفتاب بدرخشد ....
آبان دشت را پر از گل های داوودی کرد و دور تنه درختان پیچک نیلوفر کشید که در سایه ابرها ، ساعت ها باز بودند .....
آبان در نقاشی های خود ، لحظه های فراوانی را برای استراحت کشید ...
استراحت گلها ، استراحت پرنده ها ، استراحت باغداران و کشاورزان و استراحت همه کسانی که پرکار بودند ....
آبان شبها را هم به زیبایی روزها کشید ....
با آسمانی پر از ستاره و تکه هایی از ابرها
با مرغ های شب که صدایشان دشت را پر می کرد .....
آن وقت آبان نشست و به نقاشی زیبایش نگاه کرد ...
آبان آرام با خودش گفت ...
عجب پاییز زیبایی ....

               

مکن ای صبح طلوع...

وحشت گرفته بود
تمام وجود اعضای زمین را
و خون میگریست آسمان
و عشق را کشته بودند
فرشتگان گریه میکردند
کسی نبود صدای کودکان را بشنود
گریه شان را ببیند
آرامشان کند
قیامت بود
- عاشورا..

 

شهادت امام حسین(ع) تسلیت باد.

محرم

            

 

استاد مرتضی مطهری در یکی از سخنرانی‌هایش درباره تحریفات مربوط به واقعه عاشورا فریاد می‌زند که ما امام حسین خراب کن هستیم! و از علل آن می‌گوید :

« [ امام ]حسین(ع) می‌گوید من نهضت کردم برای امر به معروف، برای اینکه دین را زنده کنم، برای اینکه با مفاسد مبارزه کنم. نهضت من یک نهضت اصلاحی اسلامی است.

[ ولی ] ما آمدیم یک چیز دیگری گفتیم و[ آن ] را تحریف کردیم.


ما گفتیم [ امام ] حسین [ علیه السلام ] یک شرکت بیمه تاسیس کرد، بیمه‌ی گناه. گفت شما را از نظر گناه بیمه کردم. در عوض چه می‌گیرم؟ شما برای من اشک بریزید، من در عوض گناهان شما را جبران می‌کنم، اما شما هرچه می‌خواهید باشید، ابن‌زیاد باشید، عمرسعد باشید.

ما می‌گوییم یک ابن‌زیاد در دنیا کم بود، یک عمرسعد در دنیا کم بود، یک سنان‌بن‌انس در دنیا کم بود، یک خولی در دنیا کم بود، امام حسین خواست خولی در دنیا زیاد شود، عمر سعد در دنیا زیاد شود، گفت أیها‌الناس هرچه می‌توانید بد باشید که من بیمه‌ی شما هستم!»

 

 

“فرا رسیدن ایام عزاداری سید الشهدا بر شما و تمامی شیعیان و دلسوختگان و عاشقان “امام حســـین علیه السلام” تسلیت باد.”

التماس دعا

 

سهراب

صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید.
در ابعاد این عصر خاموش ...

من از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم

بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد
و خاصیت عشق این است...

((سهراب سپهری))

 

          

عید غدیر

                 

            

هر کس علی را خوب می شناسد میداند که علی شیعه نیست ...


یک شیعه به ابوبکر بیعت نمی کرد ...

در حکومت عمر ساکت نمی نشیند و حتی در جنگ برایش مصلحت اندیشی نخواهد کرد...

از عثمانِ خلیفه در برابر انقلابیون مسلمانی که مردی چون عمار رهبر آن است با تمام قدرتش دفاع نمی کند

و دو فرزندش حسن و حسین را بر در خانه عثمان به نگهبانی و حفظ جان عثمان و حتی شمشیر کشیدن بر روی مهاجمین نمی گمارد ...

فرزند ابوبکر را پست حساسی چون حکومت مصر نمی دهد و حتی از شدت احساس و محبت او را فرزند خود نمیخواند

در شورای قلابی عمر شرکت نمی جوید 

و با اینکه پس از عثمان خود به خلافت رسیده و خود قرآن را تنظیم کرده است قرآن عثمان را تایید نمی کند و 

اینها دلیل روشنی است که علی شیعه نیست ، چه اگر شیعه می بود ، علی نبود ، چه می گویم ؟ اسلام نبود .


بر سر نماز ابوبکر آنقدر در مدینه کشمکش بر پا می ساخت و آنقدر مسلمانان را به جان هم می انداخت که ابوسفیان – به قول خودش - « مدینه را از پیاده و سواره پر کند . » و بر سر خلافت عمر و عثمان اختلافی راه می افتاد که ایران زخم خورده و مصر و روم شکست خورده و مسیحیت و یهودیت و زرتشت ! سر کوفته ، شهر کوچک و ضعیفی را به نام مدینه و معبد بی دفاع و گمنامی را به نام کعبه و نام نو ظهوری را به نام اسلام از نقشه ی جغرافیای عالم و خاطره ی تاریخ بنی آدم برای همیشه محو کنند.

 

"دکتر شریعتی" ، [هبوط، ص 68 و 69]

 

حلول عید ولایت و امامت محضر شما وتمامی شیعیان جهان تبریک و تهنیت باد.

    

دفترچه گناهان یک شهید ۱۶ ساله

دفترچه گناهان یک شهید ۱۶ ساله !!!

.

.

.

.

 

در تفحص شهدا ، دفترچه یک شهید 16 ساله که گناهان هر روزش را می نوشت پیدا شد. گناهان یک هفته او اینها بود :

شنبه : بدون وضو خوابیدم .

یکشنبه : خنده بلند در جمع .

دو شنبه : وقتی در بازی گل زدم احساس غرور کردم .

سه شنبه : نماز شب را سریع خواندم .

چهارشنبه : فرمانده در سلام کردن از من پیشی گرفت .

پنجشنبه : ذکر روز را فراموش کردم .

جمعه : تکمیل نکردن 1000 صلوات و بسنده به 700 صلوات .

راوی که یکی از بچه های تفحص شهدا بوده می نویسد : دارم فکر می کنم چقدر از یک پسر شانزده ساله کوچکترم...

 

ما چی؟؟؟؟؟؟ کجای کاریم؟؟؟!!!!حرفامون شده رساله توجیه المسائل!!

۱_غيبت…تو روشم ميگم

۲_تهمت…همه ميگن

۳_دروغ…مصلحتي

۴_رشوه...شيريني

۵_ماهواره...شبکه هاي علمي

۶_مال حرام ...پيش سه هزار ميليارد هیچه!

۷_ربا...همه ميخورن ديگه

۸_نگاه به نامحرم...يه نظر حلاله

۹_موسيقي حرام....ارامش بخش

۱۰_مجلس حرام... يه شب که هزار شب نميشه

۱۱_بخل...اگه خدا ميخواست بهش ميداد

 

شهدا واقعا شرمنده ایم...

پاییز...

   

 

وه چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم

 

شاعری در چشم من میخواند شعری آسمانی
در کنارم قلب عاشق شعله میزد،
در شرار آتش دردی نهانی


نغمه من، همچو آوای نسیم پر شکسته،
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته

 

پیش رویم: چهره تلخ زمستان جوانی
پشت سر: آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام: منزلگه اندوه و درد و بد گمانی
کاش چون پاییز بودم، کاش چون پاییز بودم

 

فروغ فرخزاد

...............................

 

پاییز بر شما مبارك

اعمال روز عرفه

                         

 

روز نهم ذي‌الحجه روز عرفه و از اعياد عظيمه است، هرچند به اسم عيد ناميده نشده و روزي است که حق تعالي بندگان خويش را به عبادت و طاعت خود خوانده و مؤيد جود و احسان خود را براي ايشان گسترانيده و شيطان در اين روز خوار و حقيرتر و رانده‌تر و در خشمناکترين اوقات خواهد بود.

روایت شده که حضرت امام زين‌العابدين ـ عليه‌السلام ـ شنيد در روز عرفه صداي سائلي را که از مردم سؤال مي‌نمود. فرمود: واي بر تو. آيا از غير خدا سؤال مي‌کني در اين روز و حال آن‌که اميد مي‌رود در اين روز براي بچّه‌هاي در شکم آن‌که فضل خدا شامل آنها شود و سعيد شوند و از براي اين روز اعمال چند است:

اول: غسل

دوّم: زيارت امام حسين ـ عليه‌السلام ـ که مقابل هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بلکه بالاتر است و احاديث در کثرت فضيلت زيارت آن حضرت در اين روز متواتر است و اگر کسي توفيق يابد که در اين روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد، ثوابش کمتر از کسي که در عرفات باشد نيست، بلکه زياده و مقدّم است.

سوم: پس از نماز عصر، پيش از آن‌که مشغول به خواندن دعاهاي عرفه شود دو رکعت نماز بجا آورد در زير آسمان و اعتراف و اقرار کند نزد حق تعالي به گناهان خود تا فايز شود به ثواب عرفات و گناهانش آمرزيده شود پس مشغول شود به اعمال و ادعيه عرفه که از حُجَج طاهره ـ صلوات اللّه عليهم ـ روايت شده و آنها زياده از آن است که در اين مختصر ذکر شود.

شيخ کفعمي در مصباح فرموده: «مستحب است روزه روز عرفه براي کسي که ضعف پيدا نکند از دعا خواندن و مستحب است غسل پيش از زوال و زيارت امام حسين ـ عليه‌السلام ـ در روز و شب عرفه و چون وقت زوال شد، زير آسمان رود و نماز ظهر و عصر را با رکوع و سجود نيکو به جاي آورد و چون فارغ شود دو رکعت نماز کند در رکعت اوّل بعد از حمد توحيد و در دوم پس از حمد قُل يا اَيهَا الْکافِروُنَ بخواند. پس از آن چهار رکعت نماز گزارد در هر رکعت پس از حمد توحيد پنجاه مرتبه بخواند.»

 اين نماز همان نماز حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه‌السلام ـ است.

 

از همه دوستان التماس دعا داریم... طاعات قبول

گاه آدم، خودِ آدم، عشق است. بودنش عشق است. رفتن و نگاه کردنش عشق است. دست و قلبش عشق است.
در تو عشق می جوشد، بی آنکه ردش را بشناسی، 
بی آنکه بدانی در تو پیدا شده، روییده.
شاید نخواهی هم. شاید هم بخواهی و ندانی. 
نتوانی که بدانی.

- محمود دولت آبادی / جای خالیِ سلوچ

 

نمونه کارنامه کارشناسی ارشدحقوق سال 1392 در گرایشهای :حقوق خصوصی و حقوق جزا و حقوق بین الملل و حقوق ثبت و.....

 ادامه مطلب...

منبع:سایت اختبار

ادامه نوشته

ح.مدنی

سوال درس حقوق مدنی آزمون تشریحی قضاوت ۱۳۹۲ با پاسخ تحلیلی

ادامه مطلب

منبع: سایت اختبار

ادامه نوشته

شعری از محمدعلی بهمنی

 

در این زمانه بی های و هوی لال پرست

خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

 

چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را

برای این همه ناباور خیال پرست؟

 

به شب نشینی خرچنگ های مردابی

چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

 

رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند

به پای هرزه علفهای باغ کال پرست

 

رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست

کمال دار برای من کمال پرست

 

هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری ست

به چشم تنگی نا مردم زوال پرست

 

محمدعلی بهمنی

اللهم عجل لولیک الفرج..

       

                            

صبح سحر که پر نگشوده است، آفتاب
 می آیی و سمند تو را، عشق در رکاب


 روشن به توست چشمم و در پیشواز تو
 کوچک ترین ستاره ی چشمانم آفتاب


 بشکُف که چتر باز کنی بر سر جهان
 ای باغ نرگس! ای همه چون غنچه در نقاب


 ای چشمه ی زلال که با آرزوی تو
 از صد سراب رد شده ام در هوای آب


 ساقی! خمار می کشدم گر نیاوری
 از آن می هزار و دوصد ساله ام شراب


 با کاهلی به پرده ی پندار مانده اند
 ناباوران وصل تو ، جمعی ز شیخ و شاب


 بیدار اگر به مژده ی وصلت نمی شوند
 با بیم تیغ تیز برانگیزشان ز خواب


 آری وجود حاضر غایب شنیده ام
 ای آنکه غیبت تو پُر است از حضور ناب


 با شوق وصل دست ز عالم فشانده ایم
 جز تو به شوق ما، چه کسی می دهد جواب؟


"حسین منزوی"

پرواز را به خاطر بسپار...

 

دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد


"پرواز را به خاطر بسپار،
پرنده مردنی ست"...

 

"فروغ عاصی و خاموش"

اگر می بینیم کسی که قلبش پر از محبت علی است و از محبت علی اشک می ریزد ولی سرنوشت جامعه اش، سرنوشت خوبی نیست و دردناک است، این نشان دهنده آنست که علی را نمی شناسد.
این علی شناسی نیست،علی پرستی است.
مابیشتر به ستایش علی پرداختیم نه آشنایی با علی! درد علي دو گونه است: دردي كه از ضربه ي ابن ملجم در فرق سرش احساس مي كند و درد ديگر دردي است كه او را تنها در نيمه شب هاي خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده...و به ناله درآورده است.ما تنها بر دردي مي گرييم كه از ابن ملجم در فرقش احساس مي كند.
اما اين درد علي نيست !
دردي كه چنان روح بزرگي را به ناله آورده است ،تنهايي است كه ما آن را نمي شناسيم .بايد اين درد را بشناسيم نه آن درد را ، كه علي درد شمشير را احساس نمي كند.

دکتر علی شریعتی 

شهادت امیر مومنان(ع)

امام علی(ع)  می فرمایند:

همانا دين خدا به وسيله اشخاص و مردان سرشناس شناخته نمي شود بلکه به نشانه ها و آيات الهي شناخته مي گردد بنابراين دستورات و نشانه هاي حق را بشناس تا در شناخت صاحبان حق گمراه نشوي.

 

 

یک عمر تماشای دری خون آلود / یاد آوری حادثه ای سرخ و کبود

 

کم کم به علی بال پریدن میداد / ای تیغ نیازی به حضور تو نبود . . .

 

 

شهادت مولای متقیان علی (ع) تسلیت باد

 

 

یک رباعی از خیام

اکنون  که  ز  خوشدلی  بجز نام  نماند

يک  همدم  پخته   جز  می  خام  نماند

دست  طرب  از  ساغر  می  باز  مگیر

امروز  که   در دست  بجز  جام   نماند...

 

 

سلام دوستان. خسته امتحانات نباشید! امیدوارم نتیجه زحمتاتونو گرفته باشید و بهترین نمره ها نصیبتون بشه.

سر سفره های افطار ما رو از دعای خیرتون محروم نکنید..

تابستونتون شاد شاد

عهدنامه های آسمونی

 

 

      

 

آیه های عاشقی

عاشقی درِ خانه معشوقش را زد. معشوق پرسید: نان می خواهی؟ گفت: نه! پرسید: آب می خواهی؟ گفت: نه! معشوق سوال کرد: پس چه می خواهی؟ جواب داد: من تو را می خواهم!...؛ رفقا باید صاحبخانه را دوست داشت نه آش و پلوی او را! فقط باید خدا را بخواهید و هرکاری می کنید فقط برای او انجام دهید. عاشق خود او باشید و حتی برای ثواب هم او را عبادت نکنید. عارف ربانی شیخ رجبعلی خیاط

تقدیم به مقام مادر

برای مادرت یک کاری بکن فردا نه

چند ثانبه دیگر هم نه
چند ساعت بعد هم نه
همین الان

اگر زنده است… دستش را
اگر به آسمان رفته است …قبرش را
اگر پیشت نیست …یادش را
اگر قهری…چهره اش را
اگر آشتی هستی پایش را…ببوس
مادرم روزت مبارک.

.

 

.

.

قلمم راست بایست!

واژه ها ...گوش به فرمان قلم!

همگی نظم بگیرید مودب باشید!

صاحب شعر عزیزی است به نام

«مادر»

امشب از شعر پرم،کو قلم و دفتر من؟!

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...

تک و تنها و غریبم! تو کجایی مادر...؟!

آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو...

بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا...

آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...

جانِ من حرف بزن! امر بفرما مادر..

آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...

کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست  

آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...

مادر ای یاد تو آرامش من...!

امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!

جانِ من زود بیا بغلم کن مادر...!

آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...

گفته بودی: فرزندم! عاشق اشعار تو ام

ای به قربان تو فرزند..

بیا دلتنگم آنقَدَر شعر برای تو بخوانم که نگو...

مادرم...مادر خوبم به خدا دلتنگم!

رو به رویم بِنِشینی کافیست همه دنیا به کنار...

تو که باشی مادر!

دست و دلباز ترین شاعر این منطقه ام

آنقَدَر واژه به پای تو بریزم که نگو...

گرچه از دور ؛ولی،دست تو را میبوسم

نه شعار است ،نه حرف!

آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو مادر

 

 

 

یا صاحب الزمان

ای آنکه خاک را به نظر کیمیا کنی

لایق نبوده ام نظری سوی ما کنی

لطفی به ذره ای کن و پا را زمین بزن

باشد مرا ز بستر خاکی جدا کنی

بر عهدهای سست خودم ندبه میکنم

با مردمی به شیوه من تو چه ها کنی

اینک که تشنه گشته ام ای آسمان ببار

این شوره زار را تو مگر با صفا کنی

امید نیست بر من پیمان شکن مگر

این بی وفای را تو خودت باوفا کنی

یک لحظه سوی ما نظری کن چه میشود

گر این کنی شها، چه صفایی به پا کن

 

علی بیات

جمله هفته

شهید بهشتی :

ایران کشور عاشقان است و نه کشور عاقلان، این ره عشق است راه عقل نیست.
کدوم عقل رو بگم که ما عقل نداریم. نه! من این عقل حسابگر و معامله گر رو می گم که تا آدم این عقل حسابگر و معامله گر رو از خانه ی تنش بیرون نکند عشق خدا به خانه دلش قدم نگذارد.
عاشق شوید!
برادرها و خواهرها، عاشق شوید!
زندگی به عشق است، عقل به آدم زندگی نمی ده. عقل به آدم یاد می ده که چه جور بهتر بخوره چه جور بهتر بخوابه. چه جور بهتر پلاسیده باشه، چه جور بهتر دلمرده باشه. عشق است که در درون انسان آتش زندگی و شعله زندگی را بر می فروزاند.
مسلمان عاشق است. عاشق خدا، عاشق حق است، عاشق عقل است، عاشق انسان شدن است، عاشق ملکوت است.